خرید بک لینک

خوابی شده ای
تعبیر نشدنی ...
تا چشم به هم می گذارم،
سرک می کشی در رویاهای بی صاحبم،
مرا می بری به یک دشت پر گل
رهایم می کنی،
غرق شوم.
شور می گیرد وجودم را،
به یکباره چشم باز می کنم
باز می گردم
به همین حال پریشان هر روزه ام!
تصمیم گرفته ام اگر بار دیگر مرا
رها کردی
خودم هم رها شوم
جایی میان خواب و بیداری.
به گمانم
نامش را گذاشته اند
ک م ا
یا خوابی عمیق
به عمق
تمام رویاهای بی تعبیر
با تو!...

عادل دانتیسم

برچسب: خوابی شده ای تعبیر نشدنی, نویسنده: مهراد صمیمی تاريخ: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 18:15

صفحه بندی